|
بیدارشوعزیزم
بیدارشوعزیزم
روزي روبا حي از دحي مي گزشط . كمي چشمحايش را چراند و بعد در به در دنبال خروص دح گشط . طا عينكه عو را ديد . دحانش را گشود و به عو گفط :
« خاك بر صر بي غيرطط كنن »
خروص طابح خود جنبيد روباح رفته بود . فوري پرادو اش را صوارشد و بح مرغداري پا پا
رفط و دصطور داد طمام مرغحا در عامفي طعاطر جمع شوند .
خروص اثبا ني بود ومرطب قدم مي زد طا عينكه جلصح رصمي شد .
خروص ِالّط غيبط 14 مرغ از 22 مرغ را پرصيد ؛ گفطند :
اونحا را با خرو صحاي بي غيرط ديدن و گرفطندو هالا طو حلفدوني حصطند .
خروص گفط پث شما چي ؟
گفطند ما طا ظح عا ضاد شديم ولي ديگر غلت مي كنيم كه ............... ما فقت بح ناموص
خودمان فكر مي كنيم .
خروص سيهه اي زد و بر حوش روباح عافرين گفط .
« بچه ها بيدار شين داره دير ميشه » |+| نوشته شده توسط محمد حسن آزاده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388 و ساعت 4:40 بعد از ظهر ماه خدا
ôôô ماه خدا رسيد ôôô
آماده ايد عزيزان ؟ دل از خاك بركنيد دريا در راه است......درياي غفران الهي چشم باز كنيد......جسم را زينت توبه بخشيد روح را تا بلنداي اشكِ اشتياقِِِ دل شب بالا بريد و خود را بسپاريد به درياي مغفرت الهي
|+| نوشته شده توسط محمد حسن آزاده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 و ساعت 6:4 بعد از ظهر شوق به پا خیز که آب آمده
نیمه ی شبان ۱۴۲۹، ۲۷/۵/۸۷ |+| نوشته شده توسط محمد حسن آزاده در جمعه دوم مرداد 1388 و ساعت 10:37 بعد از ظهر گمشده اي دارد . لاي نوشته هايش مي شود پيدا كرد گمشده اش را . اما به سختي . خواهش كردم يكي از " دل نوشته" هايش رابه من بدهد " زينت قبادي "و او نمي پذيرفت . گفتم مي خواهم كه زينت وبلاگم باشد . پذيرفت و آبشار نرم درد دلش را نمود فقط براي زينتمي گفت جاي اين حرفها سينه است و من گفتم وبلاگ سينه گرم ادبي است اين است " مرداب عشق " او : مرداب عشق تمام خاطرات من ، فقط يك لحظه شيرينند و بعد آن دلم يك لحظه مي گيرد تو تنهاييّ و من تنها ، فقط يك خاطره با ما و آن مهرت كه هرگز هم نخواهد رفت از يادم تو دوري ّو دلم با تو ، فقط جسمم جدا از تو بيا اي نازنين من ، نباش تو بي وفا با ما همه غمها در اين دنيا ، اميد و آرزو با ما فقط يك آرزو دارم ، بماني با دلم همراهتو مثل ابر تنهاييّ و من تنها تر از آنم تو مثل وسعت دريا ومن كوچكتراز آنم تمام خاطرات من ، فقط يك لحظه مي مانند وبعد آن همه، يك لحظه از يادم پريشان شد تورفتيّ و دلم انگارماتم شدصفاي قلب من كم شد ، دلم ميخانه ي غم شد دلم غمگينِ و پرغم شد تومثل آن اقاقيها كه درمرداب مي رويند اسيرآب مردابند ولي ازعشق مي رويند ومن مرداب بي رحمم كه رحمي در دلش هم نيست كه هر تيرمحبت هم به دام آن اسيرش نيست تو مثل اطلسي هايي ، قشنگ و فارغ ازهردرد ومن همچون شقايق ها ، كه از يك درد مي نالند تو مثل عشق محبوبي و من ازعشق مهجورم تومثل چشمه ي آبي،زلال وآبي وصافي ومن شيداي امواجم كه با موجي پريشانم تو دريايي ترازآني ، توهمرازي،توهمراهي توپرمهري ّومي دانم كه ازيادم نمي كاهي تمام خاطرات من ، فقط يك لحظه شيرينند و بعد آن همه، يك لحظه از يادم پريشان شد... زينت قبادي|+| نوشته شده توسط محمد حسن آزاده در سه شنبه یازدهم فروردین 1388 و ساعت 9:33 قبل از ظهر میلاد پیامبر
ميلاد پيامبراعظم (ص) تهنيت باد
قال النبي صلي لله عليه و آله و سلم: هرگاه بنده به نماز ايستد و فكر و دلش متوجه پروردگار باشد،چون نماز را تمام كند ،همچون روزي باشد كه از مادر متولد شده است. ميزان الحكمه ج7ص3101 |+| نوشته شده توسط محمد حسن آزاده در جمعه بیست و سوم اسفند 1387 و ساعت 1:45 بعد از ظهر یا حسین (2 )
قلَّ الدَّيّانون
امام حسين (ع): ﴿ مردم بندة دنيا هستند و دين را فقط با زبانشان لمس مي كنند ، تا وقتي اين گفتگوي ظاهري به ضرر دنيايشان نيست، بر محور دين مي چرخند ، اما آنگاه كه به امتحاني آزموده شوند، دين داران واقعي كم هستند.﴾
«تحف العقول ص 244 » |+| نوشته شده توسط محمد حسن آزاده در یکشنبه بیست و نهم دی 1387 و ساعت 2:59 بعد از ظهر یا حسین (1)
السلام علیک یا اباعبدالله
امام حسين(ع):
﴿ گروهي خدا را به اميد پاداش بهشت نيايش كنند،اين عبادت تاجران است﴾
﴿ گروهي خدا را از ترس جهنم نيايش كنند اين عبادت بردگان و غلامان است﴾
﴿گروهي خدا را از باب سپاس نعمتهاي او ستايند،اين عبادت آزادگان است﴾
|+| نوشته شده توسط محمد حسن آزاده در چهارشنبه یازدهم دی 1387 و ساعت 1:40 بعد از ظهر برای چه آمده ایم؟
در پاسخ سوال یک دوست
که پرسید "ما برای چه خلق شده ایم؟" این مجمل را نوشتم به شما نیز تقدیم میدارم وَ ما خَلَقتُ الجِنَّ وَ الاِنس اِلاْ لِيَعبُدونَ
|+| نوشته شده توسط محمد حسن آزاده در چهارشنبه سوم مهر 1387 و ساعت 10:12 قبل از ظهر شب های قدر
(( ياد محراب پر از خون علي درد افزاست )) * * * كينه ي كهنه شرك و ستم و كفر و نفاق تيغ تيزي شد و خورشيد شكافت * * * سالروز شهادت يعسوب الدين ، امير المؤمنين علي بن ابيطالب (ع) بر تنها يادگار انتقامگرش حضرت مهدي (عج) و بر پويندگان راهشان تسليت باد. |+| نوشته شده توسط محمد حسن آزاده در پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 و ساعت 11:39 قبل از ظهر یا حسن (2)
ميلاد سبط اكبر امام حسن مجتبي (ع) مبارك باد
امام مجتبي عليه السلام پاسخ مي دهند :
v زهد چيست؟ ﴿ميل به پارسايي و بي اعتنايي به دنيا﴾ v حلم چيست؟ ﴿فروبردن خشم و تسلط بر نفس خويش﴾ v شرف چيست؟ ﴿احسان به خويشان و جور اشتباه آنان را كشيدن﴾ v شجاعت چيست؟ ﴿دفاع از همسايه و شكيبايي در موقعيتهاي گوناگون﴾ v مروت چيست؟ ﴿حفظ دين و عزيز داشتن نفس و بامردم نرم برخورد كردن﴾ v كرم چيست؟ ﴿عطا قبل از درخواست و اطعام در سختي ها﴾
* * * * *
﴿الها، توفيقمان ده تا پاي جاي پاي امامان معصوم گذاريم . ﴾
|+| نوشته شده توسط محمد حسن آزاده در سه شنبه بیست و ششم شهریور 1387 و ساعت 11:22 قبل از ظهر یا حسن (1 )
ميــــــلاد سبط اكبر امام مجتبي (عليه السلام ) تهنيت باد تا حسن مجتبي پاي به عـــــــــالم نهـــــــــــاد بوي خوش خلق خوش بر همه عــــــالم رسيد
|+| نوشته شده توسط محمد حسن آزاده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387 و ساعت 1:41 بعد از ظهر یارب مرا بپذیر (رمضان)
يا رب مرا بپذير
دل مي لرزد؛ در نگاه پشت سر قلب آرام مي گيرد؛ از لحظه هاي پيش رو شب غفلت، بار بر مي كشد صبح دل انگيز بازگشت، بال مي گسترد به گاه نزول رمضان چشمه هاي شادابي مي پيچند در بوستان سپاس نسترنهاي توبه، آذين باغ نيايش مهتاب پهن مي كند، حريم ملايم غفران آبشار بلند هستي مي سرايد سرود العفو به گاه نزول رمضان دل ها در تب و تاب كه دروازه شهر خدا گشوده شد موج مي زند تپش در قلب دور افتاده ها فراخوان براي همه بيائيد؛ حق احضارتان كرده به گاه نزول رمضان اشكي از عمق جان آهي از ته دل عزمي جزم دستها شسته و بر سر سفره ات زانو زده ام خجالت مي كشم از تو يا رب! اما تو خواندي مرا و من آمدم آمدم با عزمي جزم و سوگند كه بر نخواهم گشت دستم را بگير، يا رب! پاك پاك بر شهر خود واردم كن سوگند كه بر نخواهم گشت من بنده شرمنده تو ام يا رب! مرا بپذير |+| نوشته شده توسط محمد حسن آزاده در جمعه هشتم شهریور 1387 و ساعت 1:4 بعد از ظهر ماه شب تار (اما عصر )
ماه شب تار بـــاد؛ اما سحري سحر؛ اما همهاش عشوهي يار يــار؛ اما نه كه از عشق آباد عشق؛ آباد ز يك غمزه ی آن جلوهي داد داد؛ بيجلوه اگر باد مباد *** *** *** باد برخيز؛ سحر را زين كن يادي از سوسن و هم نسرين كن باد برخيز؛ نفس وامانده شادماني پس در جامانده باد برخيز؛ به ما آب رسان قدحي از سحر ناب رسان باد برخيز و به هم پيچ و چو طوفان بخروش عالمي را برَهان از ستم ظلم فروش باد برخيز و نسيمي شو و دستي سر مظلومان كش پرچم عدل برافراز و بكن ريشهي هر غصه فروش مهديا! آب تويي، باد تويي، ترجمهي داد تويي سحري، مهر تويي، يار تويي، ماه شب تار تويي جمكران |+| نوشته شده توسط محمد حسن آزاده در چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 و ساعت 6:43 بعد از ظهر آیین نگارش (7)
قلم كاغذ عبادت (7)
5. حافظه و تقويت آن با مطالعه ادامه مطلب |+| نوشته شده توسط محمد حسن آزاده در شنبه دوازدهم مرداد 1387 و ساعت 2:31 بعد از ظهر نزول حور بهشتی (میلاد حضرت زهرا)
نزول حور بهشتي ا اردوي انبياء همه كف بركف ط طلوع هلهله و طبل و پنجه ها بر دف م مدار دايره ي عشق و شور تف درتف ه هديه ي عالم بالا ، گهر پاك نهاد فاطمه حور بهشتي به زمين پاي نهاد ح حور با جاه و جلال و جبروت و واجد پاكي و داناي به علم ملكوت ر رودي از نور ، نشان از لاهوت ب بوي گل ، بوي خدا در ناسوت ه هديه ي عالم بالا ، گهر پاك نهاد فاطمه حور بهشتي به زمين پاي نهاد ش شب فرار ي شد و مهرآمد و نور ت تن و جان در شعف و شادي و شور ی ياس ، آذين تن نازك حور ب بند بند دو جهان غرق سرور ه هديه ي عالم بالا ، گهر پاك نهاد فاطمه حور بهشتي به زمين پاي نهاد ز زهره لبخند زنان منتظر جلوه حور م ماه پشتش خمِ از طلعت آن معدن نور ي یاسمن رقص كنان ، ياس و شقايق به سرور ن نغمه ي بلبل و آواز قناري از دور پ پر طاووس شد آذين خوش كوچه ي صور ا اشك شادي است سر سفره ي چشمان نمور ی يا علي گفت خداوند و فرو ريخت بلور ن نور زد نعره كه هيچم بر زهراي طهور ه هديه ي عالم بالا ، گهر پاك نهاد فاطمه حور بهشتي به زمين پاي نهاد ا ايزدا شكركه نور آوردي د دل پيغمبرو امت به سرور آوردي
جمادي الثاني 1429- تير ماه 87 |+| نوشته شده توسط محمد حسن آزاده در شنبه یکم تیر 1387 و ساعت 3:51 بعد از ظهر |
